سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

624

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

اين قول ثاني أبى بكره با قول اوليش ( 1 ) نيز عدد شهادت تمام نمىشد كه شهادت قاذفان را اعتباري نيست ، پس تمام را چه ذكر ، شهادت ناقص هم متحقق نخواهد شد . پس حكم آن حضرت به تمام شدن عدد شهادت بر تقدير تغاير قول ثاني أبى بكره با قول اولش - كه بر اين حكم عمر وديگر صحابه هم انكارى نكردند - حجت قاطع است وبرهان لامع بر بطلان اين توجيه بي أصل وشناعت اين خرافه وهزل . ‹ 692 › چهاردهم : آنكه هرگاه از اين شهود قذف متقدم شده بود ، پس وجهي نبود براي امر عمر مغيره را به سكوت از حمد الهى بر رسوا ساختن اين شهود ، چه قاذف بلاشبهه مستحق حدّ قذف است به نص كلام الهى ، پس حمد بر رسوايى أو فعل جميل است ، پس امر به سكوت از آن در حكم نهى عن المعروف است . وآنچه مخاطب - نقلا عن المغني - فرق در حدّ مغيره وحدّ شهود دگر كرده . پس با آنكه در عبارت " مغنى " به اين نحو وجودي ندارد ! ( 2 ) ربطى به ما نحن فيه ومناسبتى به دفع طعن از عمر هم ندارد ; زيرا كه بناى طعن بر آن

--> 1 . در [ الف ] اشتباهاً اينجا : ( واو ) آمده است . 2 . مراجعه شود به المغني 20 / ق 2 / 17 .